IMG12455231

پايين ترين مرتبه نيت در نماز كه بدون آن نماز باطل مى‌شود، اين است كه نمازگزار براى اطاعت امر خدا نماز بخواند. انگيزه نمازگزار بايد اطاعت امر خداوند باشد، به گونه‌اى كه اگر خداوند درباره نماز دستورى نمى‌داشت يا نماز مطلوب خداوند نمى‌بود، او نماز نمى‌خواند. با اين مرتبه از نيت، نماز انسان تنها صحيح خواهد بود و تكليف از انسان ساقط مى‌شود و لازم نيست كه انسان آن نماز را اعاده و يا قضا كند؛ اما قبول شدن نماز در پيشگاه خداوند، متوقف بر آن است كه نيت انسان خالص باشد و واقعاً قصد تقرب به خداوند داشته باشد تا نماز موجب رشد، كمال و نزديك شدن به خداوند شود.

 در برخى از روايات عبادت ها و به تبع آن، نيت ها به سه قسم كلى تقسيم مى‌شوند:

1. عبادت بردگان؛ يعنى عبادتى كه به جهت ترس از عذاب الهى انجام شود؛

2. عبادت مزدگيران؛ يعنى عبادتى كه به اميد رسيدن به ثواب و بهشت انجام پذيرد؛

3. عبادت آزادگان؛ يعنى عبادتى كه فقط براى خداوند به جا آورده شود.

همچنين خلوص، درجات و مراتبى دارد كه عالى ترين مرتبه آن، خلوص محض براى خداوند است كه هيچ انگيزه و خواست نفسانى با آن آميخته نباشد.

مرتبه‌اى كه براى رسيدن به آن راهى طولانى و سخت را بايد طى كرد. كسى كه به جهت ترس از عذابْ خدا را مى‌پرستد و نيز كسى كه به طمع رسيدن به بهشتْ خدا را مى‌پرستد، به اخلاص كامل نرسيده و مرتبه خلوص او با حب ذات و توجه به

خويشتن آميخته است و تا رسيدن به مرتبه‌اى از خلوص كه انسان خود را نبيند و كاملا محو جمال محبوب شود، راهى طولانى بايد بپيمايد.

ما به عيان مشاهده مى‌كنيم كه چگونه تشويق ها و تهديد و تنبيه ها در افراد معمولى ـ به خصوص در نوجوانانى كه تازه به سنّ تكليف رسيده‌اند ـ اثر مى‌گذارد و باعث مى‌شود كه آنان نماز بخوانند و چه بسا اگر اين تشويق ها و تنبيه ها نمى‌بود، نماز نمى‌خواندند.

علماى اخلاق در كتاب هاى خود به مسأله نيت و اخلاص پرداخته‌اند؛ به خصوص در كتاب اسرار الصلوة حضرت امام(رضي الله عنه) و كتاب هايى كه مرحوم «شهيد ثانى» و مرحوم «ميرزا جواد آقاى تبريزى» در اين زمينه نوشته‌اند، و نيز در مباحثى كه مرحوم «ملا مهدى نراقى» و مرحوم «ملا احمد نراقى» در اين زمينه دارند، مطالبى بسيار ارزشمند و خواندنى يافت مى‌شود. در اين بين شايد بشود گفت كه «غزالى»، در احياء العلوم گوى سبقت را از ديگران ربوده و اين مباحث را بسيار عالى طرح كرده است. خوشبختانه مرحوم «ملا محسن فيض كاشانى» كتاب احياء العلوم غزالى را تنقيح و تهذيب كرده و نام محجة البيضاء را بر اثر ارزشمند خود نهاده است. ايشان در اين كتاب به جاى برخى از روايات و مطالب مخدوش و ضعيفى كه در احياء العلوم از اهل سنت نقل شده، روايات اهل بيت(عليهم السلام) را ذكر كرده و با اين تصرف بر فضيلت كتاب افزوده است. در جلد ششم اين كتاب بحث جالبى درباره ريا و مذمت آن آمده، و در جلد هشتم درباره نيت و اخلاص مباحث ارزشمندى ارائه كرده است. به همگان توصيه مى‌شود كه مباحث آن كتاب را كه بسيار ارزشمند و كم نظير است، مطالعه كنند. شايد بتوان ادعا كرد كه آنچه ديگران در اين زمينه نوشته‌اند، افزون بر آنچه در آن كتاب آمده نيست؛ بلكه برگرفته و تلخيصى از مباحث آن كتاب است.